تبليغاتX
وب نوشت محرمانه يك دختر ...
مصدر پيچيده اي ست " دوست داشتن" .
در حالت فعلي هم همين پيچيدگي را دارد. فاعل معمولا از پس ِ صرف كردن آن بر نمي آيد.
يعني نمي شود كه هم من دوست بدارم هم تو دوست بداري هم او دوست بدارد هم ما دوست بداريم هم شما دوست بداريد  و هم ايشان ...
من دوست دارم      تو دوست نداري
من دوست ندارم     او دوست دارد
من دوست دارم      او رفته است
تو دوست نداري      من تنهايم ...
مي بيني! هر جور بخواهي صرفش كني يك جوري پيچيدگي اش را به رخ ميكشد. خراب مي شود اصلا....
+  شنبه 30 آبان1388، ساعت21 ،  سارا (صدگل)  | 

من و دوستم  داريم تلفني همينطور از در و ديوار وگل و بوته و چمن و ... حرف مي زنيم  تا باز مي رسيم به جمله معروف "ديگه چه خبر؟" . من مي گويم راستي گلي هم آنفولانزاي A  گرفته ها ...
اين را كه مي گويم يك دفعه لحن صدايش 200 درجه آرام مي شود و يك عالمه نا اميد و غمگين و فوق العاده با تعجب و با افسوس شديد ، كشدار مي گويد: راسسسس مي گيييييي؟!!!!
اينقدر اين را با تعجب و افسوس مي پرسد كه انگار خبر مرگ باباش را شنيده. من خودم تعجب مي كنم از اينهمه ناله و افسوسش.
مثلا مي خواهم جو را عوض كنم سريع مي گويم: زهرمار! نمرده كه هنوز!


عنوان بر وزن درباره الي :)

+  سه شنبه 26 آبان1388، ساعت21 ،  سارا (صدگل)  | 

يك وبلاگ بسازيد و تويش شعر يا ميني مال بنويسيد. خوب يا بد به هر حال سعي تان را بكنيد. بسيار مهم است كه هر از گاهي به وبلاگهايي كه نوشته هايي مشابه وبلاگ شما دارند سرك بكشيد و يواشكي يكي دو پستشان را كش برويد و بچپانيد لابلاي پست هاتان.
هر از گاهي هر يادداشت ، نوشته يا حتي اس ام اس جالب كه ديديذ پست كنيد. ( كي به كيه؟ پست كنيد بره ...)
اگر خواستيد دهان آنهايي كه دو زار سواد دارند و متوجه كپي كاريهايتان مي شوند را ببنديد يك اشاره كوچك به نويسنده وبلاگ يا يك چيزي كه كسي زياد متوجه ش نشود بكنيد تا اگر كسي بهتان چيزي گفت بگوييد:

اوهكي ! كوري؟ نمي بيني حرف آخر اسم كوچك نويسنده وبلاگ منبع را نوشته ام.

به اين شكل تا مي توانيد از زير لينك دادن به منبع در برويد. اگر كسي متوجه كارهاي چيپ تان شد تا مي توانيد غربتي بازي در بياوريد و حق به جانب بگوييد اينجا وبلاگ شخصي من است و به خودم مربوط است كه به وبلاگي كه مطلبش را كپي كردم لينك بدهم يا ندهم يا اشاره به پستي كه مال خودم نيست بكنم يا نه !!!
مثلا بگوييد موقعي كه فلان شعر غمگين را كش رفته ام حال روحي ام خوب نبوده(!) براي همين دنبال نويسنده اش نگشته ام ديگر ... يا مثلا اگر اسم نويسنده يا منبع كپي شده را زيرش مي نوشتم حس كار كم ميشد (!)  1

1. اين ماجرا واقعي ست .نويسنده وبلاگ به من گفت : من زنم زنها رو خوب مي شناسم تو به من حسوديت ميشه!!! اگرچه با اسم مسخره اي كه براي خودش انتحاب كرده بود من نفهميده بودم دختر است و احتمال مي دادم پسر باشد حتي.

* به نظر شما اگر كسي شعري از يك شاعر بنويسد و بعد اسم شاعر را زيرش بياورد اثر كار كم ميشود؟!!!به حق چيزهاي نديده .
* از همه آنهايي كه بدون رعايت حقوق ديگران نوشته هاي ديگران را توي وبلاگشان مي نويسند و هيچ حقي برايشان قائل نمي شوند متنفرم.
     واقعا چرا اينقدر طول مي كشد تا ما فرهنگ استفاده از هر چيز را ياد بگيريم ...

عنوان ، تقديم به آنهايي كه اين ويژگي را دارند .

+  شنبه 23 آبان1388، ساعت20 ،  سارا (صدگل)  | 

راستش من كلا زياد عادت به توضيح و تفسير ندارم.يعني اصلا خسته مي شوم كه بخواهم توضيح بدهم.ولي بعضي وقتها لازم ميشود انگار... بهتر بود به جاي برگزاري اين جشنواره يك جدول غذايي پر فسفر  پست مي كردم.
لطفا اينقدر بازيگوش نباشيد و به چيزي كه مي خوانيد يك ثانيه فكر كنيد . ماشالله كامنت همگي تان برتر بود در نوع خودش!
من نگفتم كه همه هنرتان را توي اين كامنتدوني  يا كامنتدوني هاي بعدي خرج كنيد. گفتم گاهي كامنتهايي مي بينم كه بين كامنت گذاشتن رايج مزخرف بلاگرها (البته بلا نسبت شما )، واقعا ارزشمندند يا حداقل جالب هستند كه حال كرده ام از آن تقدير كنم. (پولداري ست ديگر)
گفتم كه اين را بدانيد كه پس فردا نياييد بگوييد اين جايزه چيه مال كيه باز شود ديده شود و اينها ...ديد يو آندرستند الان ؟


فاطمه! كه پرسيدي بودي چند روز براي اين پروژه فكر كرده ام و آيا شريك مي خواهم يا نه !؟
 راستش به اين پروژه خيلي فكر كرده بودم  D: و بالاخره تصميم گرفتم عملي اش كنم. شريك هم نمي خواهم چون ما يك تيم 101 نفره هستيم كه از سارا (بي گل) شروع مي شود  و با سارا (يك گل )، سارا (دو گل) ... ادامه مي يابد تا مي رسد به سارا (صدگل) كه راي نهايي را صادر مي كند.

لوكي! كه گفته بودي "این وعده و وعیدها دیگه قدیمی شده!ما با این چیزها پشت گوشمان مخملی نمی شود!این کامنت برتر هم یک کم بستگی به حال و حول طرف دارد ..."
لازم است من حتما يك جا تو را ببينم و  بطور فيزكي با هم دعوا كنيم و كمي هميدگر را بزنيم شايد با هم كنار بياييم!
حالا من كه پشت گوشت را نديده ام ولي تو كه متوجه هستي كامنت برتر چيست و چگونه بوجود مي آيد! چرا متوجه نشدي كه من نگفته ام زور بزنيد كامنت برتر بگذاريد! كدام كار زوري نتيجه مثبت داشته كه اين داشته باشد؟

 

لازم است اجراي طرح كمي به تعويق بيفتد كه آنها كه هنوز هم متوجه نشده اند(!!!) زياد به خودشان فشار نياورند  تا  من و تيم 100 نفره ام  بتوانيم در كمال آرامش دست به انتخاب بزنيم  D:

علي الحساب جايزه نفيس تخيلي مان براي پست قبل تعلق مي گيرد به هومن به خاطر كامنت :
" از مردانی که زیبایی رو دوست میدارند چه؟"
ديپلم افتخار هم تعلق مي گيرد به سعيد براي شركت در بخش موضوعي با موضوع طنز به خاطر كامنت:
"ما که عکس کسی را جمع نمی کنیم....... بیشتر تو کار فیلمشون هستیم. عکس حال نمی ده."
(خوب شد كه عادت به توضيح ندارم واقعا ! چقدر حرف زدم. اه )

ته نوشت: اگر كسي هنوز نفهميده بگويد تا با كل گروه خدمت برسيم برايش توضيح بدهيم!!

***

بي ربط: اين عكس فوق العاده را ببينيد.

+  پنجشنبه 21 آبان1388، ساعت19 ،  سارا (صدگل) 

در راستاي اعتلاي فرهنگ كامنت گذاري و ترويج برنامه هاي الكي و با توجه به اينكه هميشه بصورت يك در هزار يك كامنت خوب يا جالب همي يافت مي شود كه بايد از آن  تقدير بشود صدگل اقدام به برگزاري جشنواره "كامنت برتر"  كرده و از بين كامنت گذاران  به بهترين كامنت و نويسنده اش جايزه مي دهد.
دوستاني كه خوانندگان فيدي هستند و هيچ وقت چشمان شهلايشان به ديدن اين وبلاگ و كامنتهاش روشن نشده و نمي شود مي توانند در طرح " كامنت برتر" بيننده كامنت هاي جينگول و پينگول رفقا باشند.
لازم به ذكر است كه اين طرح براي همه پست ها اجرا نمي شود و هر وقت واقعا كامنتي به چشممان آمد طرح برگزار مي گردد.
خلاصه اين جشنواره و اين شما و اين ما و آن هم دشمن كوردل  خائن خونخوار !


توضيحات:
داور جشنواره خود همايوني مان هستيم .
ملاك هم كاملا هري و دلبخواهي ست.
انتقاد وارد نيست .
راست و حسيني اش را هم اگر بخواهيد به هيچ شكايتي رسيدگي نمي كنم مگر پارتي درست و حسابي اي داشته باشيد.

همانطور كه قبلا هم گفتم به برنده خوش اقبال كامنت برتر جايزه نفيسي تعلق مي گيرد كه داده ايم ايران خودرو طراحيش كند (اسنادش هم موجود است).هر وقت طراحي ش تمام شد و قيمتش معلوم شد بالاخره چند است و نفيس هست يا نيست بدون رونمايي و تبليغات و اينها زارت مي آوريم تقديم برنده مي كنيم.

+  چهارشنبه 20 آبان1388، ساعت16 ،  سارا (صدگل)  | 

از مردهايي كه عكس زنها را جمع مي كنند بدم مي آيد. كلا از مردهايي كه شخصيتهاي زن محبوبشان از شخصيتهاي مرد محبوبشان بيشتر است خوشم نمي آيد. از مردهايي كه  بك گراند موبايلشان زن است هم همينطور .

+  یکشنبه 17 آبان1388، ساعت19 ،  سارا (صدگل)  | 

يك عالمه حرف هست كه نزده ام و بايد مي زده ام و همه اش همينطور قلنبه روي دلم مانده.
يك عالمه حرف هم هست كه اصلا نبايد مي زده ام و نزده ام و 100 بار ديگرهم بشود نمي زنم و درستش هم همينست ولي همش هي مرور مي كنم كه مي شد اين را بگويم و اين و آن و آن ...
يك عالمه حرف هم هست كه نمي زنم چون گوش شنوايش نيست.
يك عالمه حرف هم هست كه از بس نزده ام عادت كرده ام به نزدنشان .
اصلا يك حرفهايي هست به نظر من حيف هست حرام هر گوشي بكني شان.
بايد آنقدر نزني نزني تا واقعا گوش با ارزشي پيدا كني و اصلا هم نگران نباشي كه اگر هيچ وقت پيدا نشد مجبوري همانطور نزده به گور ببري شان.
حرف نزده اي كه با خودت به گور برود خيلي بهتر از آنست كه به گوش كسي برود كه ارزشش را هيچ نداند و نفهمد.
+  پنجشنبه 14 آبان1388، ساعت19 ،  سارا (صدگل) 

تو ميگي بدون من دنيا برات زندونِ تنگه

من ميگم بگو عزيزم تو دروغاتم قشنگه


+  سه شنبه 12 آبان1388، ساعت16 ،  سارا (صدگل) 

مثل يك درخت است " اميد".
هر روز آبش بده. هر روز برايش كمي آواز بخوان. هر روز عاشقانه نگاهش كن. برايش برقص. به رشدش مطمئن باش وقتي آفتاب نگاهت را مي پاشي به برگهاش.
مواظب پاييز باش. مواظب ابر، مواظب تگرگ هاي بي انصاف و زمستان سرد، مواظب سكوت، مواظب تبر ِ تنهايي هات ...
             مواظب درختت باش .

+  شنبه 9 آبان1388، ساعت21 ،  سارا (صدگل)  | 

پسر بچه ها به دختر بچه ها نگاه مي كنند.
پسرهاي نوجوان به دخترهاي نوجوان نگاه مي كنند.
پسرهاي جوان به دخترهاي جوان نگاه مي كنند.
مردهاي مسن به دخترهاي جوان نگاه مي كنند.
پيرمردها به دخترهاي جوان نگاه مي كنند.
...

+  یکشنبه 3 آبان1388، ساعت16 ،  سارا (صدگل)  | 



اينهم از آهنگ مياني سريال دلنوازان كه الان تيتراژ پاياني هم هست .

مي خوام عاشق بشم اما ...

*

اينم دوباره تيتراژ اصلي :)

حال من دست خودم نيست



+  پنجشنبه 30 مهر1388، ساعت16 ،  سارا (صدگل) 

اگر با حلوا حلوا دهان شما شيرين مي شود با نامگذاري روزي به نام " روز ملي  دختر" ما هم فرقي شامل حالمان مي شود!
اصلا بيايند سال آينده را به جاي وحدت ملي و ال و بل و اينها بگذارند " سال دختر" ! اگرشما  از اين سال جاري وحدت و انسجام ديديد ما هم از سال آينده يك خيري مي بينيم!



ضرب المثل مرتبطِ صدگل: كاري كه به تو كار نداره به تو ربطي نداره . يك مدل ديگرش هم هست كه مي گويد: به كاري كه به تو كار نداره كار نداشته باش.

انتقاد تامل برانگيزانه صدگل: اين آقاياني كه خودشيرينانه اين روز را به دخترهاي مربوطه و غيره و ذلك تبريك گفتند از كجا مي دانستند كه كي دختر هست و كي نيست؟!

برو بابا حال نداريم ِ صدگل: به مناسبت اين روز بزرگ (!) شبكه اول سيما گپي كوتاه با مادران(؟) و پيرزناني (؟) داشت كه تقريبا اكثرشان از اينهمه آزادي دختران دل خوشي نداشتند!!

زر زر اضافي ِ صدگل: ما كه هيچ اس ام اس تبريكي از هيچ دختر خانمي دريافت نكرده و ارسال هم نكرديم (اين البته نشان از استقبال گسترده دختران از اين نامگذاري دارد!) ولي وقتي آقايي تبريك بگويد جز "مرسي" آدم چه مي تواند بگويد كه طرف شاكي نشود كه : " همين؟!"
- خب تو كه دختر نيستي وگرنه مي گفتم روز تو هم مبارك!

توضيح واضحاتِ صدگل:انتخاب عنوان اين پست خداي ناكرده توهين به دخترخانمهاي محترم ِ اين مرز و بوم نيست.بلكه اشاره اي به تاثير نامگذاري يك "روز" بر يك "چيز" است.

تكرار مكررات ِ صدگل:فكر مي كنيد چه تحولي در زندگي يك چغندر ايجاد مي شود اگر بفهمد يك روز الكي به نامش ثبت شده.
(يادت بخير خانم استاد نمي دانم چي چي  كه ترم اول اينقدر گفتي اين تركيبات غلط است: تكرار مكررات و منتج نتيجه  و مفيد فايده و...) اصلا اين وبلاگ از اولش هم بد آموزي داشت!!

+  پنجشنبه 30 مهر1388، ساعت16 ،  سارا (صدگل)  | 


- عزيزم يكي از اون شعرايي كه توي مهد كودك ياد گرفتي رو برام بخون !
- آره منم دوستت دارم ... تو وصله جون مني ...

+  یکشنبه 26 مهر1388، ساعت21 ،  سارا (صدگل)  | 

 
Clicky Web Analytics